پرینت

کارگردانی

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در آموزش

کارگردان کيست؟!


کارگردان کسي است که بيشترين مسئوليت را در قبال تصوير و صداي فيلم دارد. او کسي است که ساخت فيلم را بر عهده دارد و معمولا فکر نهفته در فيلم و شکل نهايي اثر از اوست.

در سال هاي آغازين تاريخ فيلم سازي ، نقش کارگردان به اندازه اي که بعدها مهم و تاثيرگزار شد ، نبود ، زيرا ساختار فيلم ها بسيار ساده و به دور از هر گونه پيچيدگي بود. با گسترش سينما و توسعه فيلم سازي ، حضور شخصي که بر کل فيلم نظارت داشته باشد و آن را از جهت فني و هنري رهبري کند ، بيشتر احساس شد و به اين ترتيب کارگردان به چهره اي شاخص و فردي مهم در عرصه فيلم سازي بدل شد ، کسي که فکر ،ديدگاه و خلاقيت خود را در فيلم ها اعمال مي کرد. چنين آزادي عملي مي توانست به دستاوردهاي ارزشمندي در فيلم سازي و پيشرفت هنر سينما منتهي شود ، کما اينکه پيش از اوج قدرت گيري استوديوها اين گونه بود و بسياري از تمهيداتي که امروزه به طور گسترده در فيلم ها مي بينيم در همان سال هاي نخستين به کار گرفته شده اند ، و در آثار فيلم سازان بزرگي چون ديويد وارک گريفيث ( David Wark Grifith).

در دوران اوج نظام استوديويي ، ميان سردمداران استوديوها و فيلم سازان منازعه اي دامنه دار بين پول و هنر به وجود آمد. از طرفي استوديوها تنها خواهان توليد انبوه فيلم هاي پر فروش بودند و براي تکنيک ها و تجربه شيوه هاي جديد ارزشي قائل نبودند و از طرف ديگر کارگردانان خوش ذوق و با استعداد مي خواستند تا حد ممکن استقلال و آزادي عمل داشته باشند تا اثرشان را غناي بيشتري ببخشند. در اين ميان برخي از فيلم سازان با هوشمندي اين محدوديت ها را کنار مي زدند و فيلم هاي خود را مي ساختند مانند آلفرد هيچکاک ( Alfred Hichcock) ، برخي سرانجام تسليم اين محدوديت ها شدند و برخي حاضر نشدند به اين محدوديت ها تن دهند ، آنها تا حد ممکن مقاومت کردند ولي در نهايت يا زير بار اين فشارها از پا در آمدند ، در اين ميان به فيلم سازان بزرگي چون ارسن ولز ( Orson Wells) و اريک فن اشتروهايم ( Erich Von Stroheim) مي توان اشاره کرد. در اين دوران ، استوديوها کنترل بسياري بر کار فيلم سازها اعمال مي کردند و در واقع کارگردان به يکي از افراد دست اندر کار توليد فيلم بدل شده بود که انتظارات ديگران را بر آورده مي کرد و در تدوين نهاپي فيلم اختياري نداشت. نظام ستاره سازي و قدرت گيري ستاره ها نيز ابعاد تازه اي به اين مسئله بخشيد به گونه اي که انگار وظيفه اول فيلم ساز ، خلق فرصتي براي ابراز وجود ستاره هاست.

با مطرح شدن تئوري مولف ( Auteur Theory) در دهه 1950 از سوي منتقدان و تحليل گران فرانسوي ، تمايل تازه اي براي بازشناسي فيلم ها و فيلم سازان مطرح شد ، و فيلم سازاني به نام مولف معرفي شدند که در کارهاي خود شخصيت و خصوصيات خاصي را ابراز مي کردند و در عين حال که نظام استوديويي را تحمل مي کردند ، ديدگاه شخصي خود را هم بروز مي دادند. به ويژه فيلم سازاني چون ، هاوارد هاکس (Howard Hawks) ، نيکلاس ري ( Nicholas Ray) ، الفرد هيچکاک ، ارسن ولز و برخي ديگر اعتبار وسيعي کردند.

کارگردان و کارگرداني (Direct)

به طور خلاصه ، کارگرداني شامل ، برنامه ريزي ساخت فيلم ، نظارت بر ساخت آن ، ارائه دستورالعمل به بازيگران و کليه دست اندرکاران فني توليد و ارائه تصويري هنري و فني به فيلم از خلال امور اين چنيني و مشابه آن است ، که توسط فردي به نام کارگردان صورت مي گيرد.

در بهترين شرايط ، کارگردان است که بايد قدرتمندترين فرد پشت دوربين باشد ، بينش ،هنر و دانش خود را به کار گيرد و از ابتدا تا انتهاي توليد فيلم ، کنترل همه امور را در دست داشته باشد. البته او بايد فيلمي بسازد که مخاطب داشته باشد ، چون به هر حال هزينه هاي توليد و پخش بايد جبران شود.

کارگردان گاه خودش ، فکري براي به فيلم برگرداندن در اختيار دارد ( حتي ممکن است خودش فيلمنامه را نوشته باشد) و گاه طرف قرار داد تهيه کننده اي قرار مي گيرد که مي خواهد فيلم نامه اي را فيلم کند. کارگردان بايد ، از همان ابتدا همکاري نزديکي با فيلمنامه نويس برقرار کند و در نهايي کردن فيلم نامه هم نظر بدهد. او بايد در تماس هميشگي با تهيه کننده باشد و اطمينان حاصل کند که آيا در چارچوب بودجه پيش مي روند يا نه. همچنين او با بازيگران ارتباط دارد و در ارائه شخصيت پردازي درست از نقش ها به آنها کمک مي کند ، با طراح صحنه و لباس همفکري مي کند و تصميم مي گيرد کدام صحنه ها در کجا بايد فيلم برداري شوند ( در داخل يا خارج استوديو ). او در تهيه برنامه فيلم برداري ، تهيه فيلم نامه مصور نيز نقش دارد. او بر کل فيلم برداري نظارت دارد و زاويه هر نما ، نوع حرکت و فاصله ها را تعيين مي کند و در نوع نورپردازي صحنه با مدير فيلم برداري همفکري مي کند. تدوين نيز زير نظر او انجام مي گيرد ، موسيقي متن با موافقت او تهيه و ضبط مي شود و در آخرين مرحله يعني همگاه سازي صدا و تصوير نيز نقش تعيين کننده اي دارد.

اين همه وظايف و مسئوليت را کارگردان به تنهايي انجام نمي دهد بلکه او يک گروه دارد که شامل دستياران ، منشي صحنه و ... است. اما در نهايت اوست ، که نه تنها گروه خود بلکه کل فرايند فيلم سازي را هدايت و نظارت مي کند.

آنچه در بالا گفته شد بخشي از مسئوليت هاي کارگرداني است ، اما معمولا سه وظيفه مهم کارگردان که نقش اصلي در ساختار فيلم و هويت سمعي و بصري آن دارد و علاوه بر تکنيک و همراهي با عوامل ساير بخش ها ، نياز به ذوق هنري هم دارد به قرار زير است :

*ميزانسن
*عوامل کارگرداني
*دکوپاژ

ارسال یک نظر (0)

پرینت

بازیگری

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در آموزش

تمرينات بازيگري:

بدليل اينكه بازيگر كليدي ترين عنصر در هر نمايش است بخش عمده اي از جزوه بايستي به اين مقوله اختصاص يابد.به همين دليل انواع تمرينات بازيگري را در ذيل ارائه مي نمايم. لازم به تذكر است كه يك بازيگر بايستي همواره و بصورت روزانه اين تمرينات را انجام بدهد تا آمادگي وي همواره حفظ گردد.ويژگيهاي برجسته بدني بعلاوه ي بيان مناسب و تمركز قوي در زمينه ي كنترل تنفس و صوت و در نهايت آمادگيهاي روحي و رواني جهت شناخت شخصيت هاي متفاوت جامعه و به اجرا در آوردن آنها مهم ترين خصوصيات يك بازيگر توانمند است كه توسط تمرينات ذيل تا حدي با اصول اوليه ي آنها آشنا مي شويم با ذكر اين نكته كه صرف دانستن اين اصول و تمرينات هيچ كس را بازيگر نمي كندمطالب را ادامه مي دهيم.

الف) تمرينات بدني

?- تمرينات فارتلك :

 يك بازيگر به منظور كسب و حفظ آمادگي بدني اش بايستي هر روز مسافتي را بدود.

روزهاي آغازين تمرين بعد از مشورت با پزشك خانوادگي براي كساني كه مدتهاي مديدي است ورزش نكرده اند دويدن با مسافت هاي كوتاه و سه جلسه در هفته آغاز شده و به مرور و بدون عجله بر مقدار مسافت طولي افزوده مي شود.مثلا اگر در روز اول تمرين ??? متر دويده شد در روز دوم تمرين و سوم آغاز دويدن بهتر است بسته به نظر شخصي ?? تا ??? متر به مسافت اضافه شود يا با استفاده از يك كرنومتر ورزشي و رعايت اصل فشار مسافت ثابت مثلا ??? متر را در زمان كمتر از روز تمرين قبلي طي نمائيد. به عنوان مثال روز اول تمرين در ?? دقيقه و روز بعدي در ? دقيقه و ?? ثانيه و همينطور ادامه يابد تا به آستانه ي فشار فرد كه همان ركورد دويدن اوست نزديك شود. آنچه كه در تمرينات فارتلك اهميت دارد دويدن هاي پيوسته و آرام و تركيب آن با دويدن هاي سريع و كوتاه در يك روز تمرين است كه بازيگران بعد از يك دوره ي تمريني دو تا سه ماهه قادر خواهند بود انجام دهند.بهتر است اين دويدن ها در قسمت هاي خوش آب و هوا ي شهر انجام گيردمثلا در ميان درختان يك پارك جنگلي يا… 

?-تمرينات نرمشي :  تمرينات كششي يا ايزو متريك اساسي ترين نوع تمرينات بازيگري محسوب مي شوند. در اين نوع از تمرينات بازيگران بدون انجام حركات سريع يا ضربه اي با انجام حركات نرمشي آرام كششي بصورت ايستاده و نشسته مي پردازند.اصل حاكم بر تمرينات ايستاده همان رعايت كشش عضله تا آستانه درد و در تمرينات زميني روح حاكم بر تمرينات يوگاست.

ب ): تمرينات آوائي

 هر بازيگر بايستي براي بازيگر شدن ويژگي بيان خود را بهبود بخشد.بعنوان يك تمرين مناسب جهت افزايش قدرت بيان بازيگران لازم است روزانه با در نظر گرفتن حروف الفبا و حركات "آ-ا-ا-او-اي"به پرورش بيان خود بپردازند به اينصورت كه حروف الف تا ي فارسي را با حركات پنچ گانه با صداي بلند و مداوم تا آخرين ظرفيت شش خويش ادا نمايدو همواره با پايين و بالا بردن شدت صوت به غناي بيان خويش بيفزايد تا بتواند در هنگام اجراي نمايش بيان خود را با ريتم هاي مختلف و شدت و ضعف هاي گوناگون با اوج و فرود متنوع ادا نمايد. 

ج ): تمرينات تنفسي :

 در اين نوع از تمرينات بازيگران بايستي با كنترل تنفس خود تمام ظرفيت شش خويش را طي زمان مشخص تخليه كرده و با زمان معين هم مجددا نفس گيري نمايند. بهتر است امر تخليه شش ها در ابتدا معادل ? ثانيه و زمان نفس گيري هم حدود?? ثانيه تنظيم شود و به مرور زمان و طي جلسات مداوم با رعايت دقت زمان تخليه و پر كردن شش ها افزايش يابد. اين تمرين بايستي در موقعيت نشسته ي يوگا و در كمال آرامش اجرا گردد. ((موقعيت نشسته ورزش يوگا نظير همان حالت چهار زانو نشسته ي خودمان است.))

د ): تمرينات ميميك چهره :

 اين تمرينات شامل حركات تمريني چشم، لب، بيني، چانه و دهان، گوش،پيشاني و ساير اجزاي چهره مي باشد.

?- تمرينات چشم :

اين تمرينات شامل حركت دادن اجزاي چشم نظير پلك ها، ابروهاو گوشه هاي آن مي باشد. باز و بسته كردن كامل و بكارگيري تمام عضلات چشمي يكي از انواع تمرينات است.حركات سريع ابروها به همراه در هم كشيدن هر دو يا يك ابرو و رها كردن آن يك نمرين مهم ابرو ست.بالا و پايين دادن ابروها هم همينطور و ….

?- تمرينات لب و دهان: 

حركت غنچه كردن لب ها و چرخش حلقه اي در مسير و خلاف حركت عقربه هاي ساعت، حركت دهان ماهي، باز كردن كامل دهان و لب ها و به چپ و راست كشيدن كامل لب ها ازحركات ديگر تمريني هستند.

?- حركات بيني

حركات ظريف بيني نظير چپ و راست كردن آن و متسع كردن و منقبض كردن پرده ي بيني و… برخي از اين نوع تمرين است.

?- حركات گوش و پيشاني :

اين حركات هم مشخص است كه چه دامنه اي را شامل مي شود و بيشتر به حركات ظريف گوش كه بسيار سخت و مراحل تمرين آن عذاب آور است و حركات كششي و جمع كردني پيشاني معطوف هستند.

تقويت بازيگر در اين سه اصل تقريبا معادل است با ارائه بهتر و جذاب تر نقش مربوط.

اما براي تقويت اين عوامل و در نتيجه توان بازيگري چه بايد كرد؟

تمرين هاي زير در اين راستا مفيد هستند:

1-تمرين هاي حركت:

هدف از اين تمرين ها راحت شدن عضلات و رهايي از گرفتگي و ايجاد قابليت انعطاف است.

در سينما شات ها و نماهاي مختلفي در خدمت بازيگر هستند كه بازيگر ميتواند بازي خود را با نماي مربوط تطبيق دهد. مثلا در سينما بازيگر در نماي كلوز آپ نيازي به گرم كردن پاها و دستها ندارد.اما در تئاتر تماشاگر مدام هنرپيشه را در نماي فول يا لانگ شات مي بيند(تمام قد و با قابليت حركت). تمرين هاي كششي مناسب قبل از پرداختن به نمايشنامه مي تواند بازيگر را براي ايفاي بهتر نقش آماده كند.

غير از حركات درشت بدن عضلات صورت (ميميك) نيز نقش حائز اهميتي در كيفيت ارائه بازي دارد. حركت مردمك چشم ها،چرخش زبان در دهان،حركات ابرو تا حد امكان،حركت درشت لبها و باز و منقبض كردن صورت به شكل غلو و اغراق آميز قبل از كار ميتواند تاثير به سزايي در آمادگي انتقال حس بازيگر داشته باشد.

2-تمرين بيان:

 همه انسانها داراي حنجره هستند که حنجره قادره هر صدايي که فکرشو بکنيد در بياره اما با تمرين وپياده کردن تکنيک.بايد بگم که صداي انسانها در سه رنج بم ، متوسط و زير(چپ کوک يا صداي زن) تقسيم بندي ميشه که معمولا خيلي ها از جمله خودم در رنج متوسط قرار دارن.اولين ومهمترين تمرين گرم کردن صداست که خيلي خيلي مهم هست.بدين صورت که ابتدا نفس گرفته و به مدت هشت ثانيه صداي( اووووووووم ) را با صداي کم يعني در واقع با بم ترين صداي خودتون در بياريد.حالا بايد اينکارو ادامه بدين البته با صداي کمي بلندتر يعني يک پله بالاتر از قبلي باز هم به مدت هشت ثانيه وهمينطور بايد اينکارو پله به پله ادامه بدين تا به اوج صداي خودتون که در واقع همون بالاترين صداي گلو هست برسيد.هر چه که بتونيد اين فاصله به تعداد بيشتري صداتقسيم کنيد ( مثلا من از بم ترين صدام تا زيرترين صدام رو به 15 قسمت ميتونم تقسيم کنم ) بهتر ميشه و در اين تمرين وتمرين هاي بعدي موفق تر خواهيد بود.اين تمرين مهمترين و بهترين تمرين براي گرم کردن صدا قبل از تمرين بيان اصلي و حتي قبل از خوندن آواز هست.اما فقط دقت کنيد که صداي (اووووووووم) بايد حتما از گلو خارج بشه نه بين لبها چون دراين صورت هيچ تاثيري نخواهد داشت.خب فکر ميکنم براي اولين قسمت از تمرينات بيان کافي باشه.البته اين تمرين بايد مدام باشه يعني بايد هرروز، روزي 15 الي 20 دقيقه انجام بدين تا خودتون تاثيرشو روي صداتون ببينيد.مطمئن باشيد پشيمون نميشيد.

مثال

(به نظرم يك مثال ورزشي براي تبيين موضوع بي راه نباشد. فوتباليست‌ها، هر روز ساعت‌ها تمرين مي‌كنند، از نرمش‌هاي مختصر (هوازي) گرفته تا نرمش‌هاي سنگين، دويدن با سرعت‌هاي متفاوت و آماده‌سازي بدن، دستور كار هر مربي فوتبال است. فوتباليست‌ها در تمرين، شوت مي‌زنند، پاس مي‌دهند، زدن ضربه پنالتي را تمرين مي‌كنند، در درگيري‌هاي فيزيكي قدرت بدني خود را افزايش مي‌دهند و غيره. اما بارها و بارها در حين پخش مسابقات فوتبال ديده‌ايم كه بازيكنان قبل از ورود به زمين و به ويژه در هنگام تعويض، چند دقيقه‌اي با حركت‌هاي كششي بدن خود را اصطلاحاً گرم مي‌كنند و بعد به زمين مي‌روند. )

ارائه ي بيان مناسب در تئاتر بسيار سخت تر از سينماست. در تئاتر بوم صدا حركات بازيگر را تعقيب نميكند و او بايد خود صداي خود را به تمام تماشاگران حتي تماشاگران انتهاي سالن به شكل واضح و مفهوم و رسا برساند!

صداي بازيگر بايد رسا باشد: يعني به خوبي به گوش تماشاگران برسد.تمرين صداهاي آوايي و يا شعرهاي كوتاه با تن صداهاي مختلف ميتواند كمك خوبي در اين مورد باشد. شايان ذكر است كه يك بازيگر باد بتواند حتي گاها صداي درگوشي را طوري بيان كند كه تماشاگران انتهاي سالن نيز آنرا بشنوند و بفهمند.

صداي بازيگر بايد واضح و مفهوم باشد: خوردن حرفهاي آخر كلمه يا جمله يكي از ايرادات و مشكلات اساسي بازيگران تازه كار است.بيان در تئاتر بايد كاملا واضح مطرح شود و تك تك حروف كلمات قابل تشخيص باشند. در اين راستا امثال تمرين هاي زير مفيدند:(اين تمرين ها را با صداي بلند انجام دهيد و مراقب باشيد كه كليه ي حروف را واضح ادا كنيد)

در لُرستان نُه لُر است و هر لُري نُه نَره لر نره لر چه نره لر!هر نره لر نه نره لر

رشته‌ي تسبيح اگر بگسست، معذورم بدار!

دستم اندر ساعد ِ ساقيّ ِ سيمين ساق بود!

جمله ي ناگوارشت از طلب گوارش است

ترك گوارش ار كني زهر گوار آيدت

سرو چمان من چرا ميل چمن نمي‌کند

همدم گل نمي‌شود، ياد سمن نمي‌کند

تو چو بوبك ربابي به ستيزه تن ز دستي

من خسته از ستيزت به نفيـر چون ربابم

تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم

پنج من پشم و پنج من کشک پنج من کشکِ پنج پشمش کم پنج من پشمِ پنج کشکش کم

و ديگر اينكه صداي بازيگر بايد بدون لهجه (به جز موارد خاص كه تعمديست) و همچنين شفاف باشد.

تمرينات براي تمرين بيان

نحوه بيان صامتها و مصوتها

صامتها:الف ب ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ي

مصوتها:  اَ  اِ  اُ   آ  ي  وپ ، ب: براي تلفظ ، لبها مي چسبند و عبور هوا يا صوت را براي مدتي متوقف مي کنند.                    هنگامي که لبها با يک حرکت ناگهاني از هم جدا شد، صامت شنيده مي شود. با اين  تفاوت که در مورد« پ» هوا بصورت انفجاري خفيف بيرون مي زند، اما در مورد « ب» صوتي که در حنجره توليد شده بگوش مي رسد.

ت ط ، د: براي تلفظ نوک زبان به پشت دندانهاي پيشين بالا و پهلوهاي آن به لثه ها فشرده مي شود و گذرگاه هوا يا صوت را براي لحظه اي مسدود مي سازد. به محض آنکه زبان را آزاد کنيد، در مورد « ت» هوا و در مورد « د» صوت خارج مي شود.              

ک،گ: قسمت پسين زبان به نرم کام مي چسبد و از خروج هوا جلوگيري مي کند. با رها شدن زبان و خروج هوا در مورد « ک» و صوت در مورد« گ» صامت شنيده مي شود.

ع، حمزه: با بسته و سپس باز شدن آني چاکناي (شکاف ميان تار-آواها) توليد مي شود.

ق غ: هنگام تلفظ اين صامت ملازه يک لحظه به انتهاي زبان مي چسبد و سپس آزاد مي شود. اين صامت جز صامتهاي آوايي است.

ف، و: هنگام تلفظ اين دو صامت دندانهاي بالا به نرمي، اما بطرز استوار، برلب پايين فشار  مي آورد و هوا در مورد « ف» و صوت در مورد « و» به کناره هاي لب و دندان مي   سايد و خارج مي شود.

خ: از اصطحکاک ملازه با پسين زبان پديد مي آيد. اين صامت آوايي نيست

ه ح: صامتي آوايي نيست و مخرج آن چاکناي است، يعني با عبور هوا از درون تار آواها توليد   مي شود.

ث ص س، ذ ظ ض ز: هنگام تلفظ آنها، هوا يا صامت ازبين دندانها مي گذرد. در حين                                            اداي اين دوصامت آرواره ها تقريبا بسته است. « س» آوايي  نيست و « ز» آوايي است.  

ش،ژ: اين دوصامت که اولي آوايي نيست و دومي آوايي مي باشد. با قرار گرفتن کناره هاي  زبان روي لثه ها، و سطح فوقاني آن روي پيشگام توليد مي شوند. آرواره ها تقريبا    بسته است و گرد شدن لبها به صوت حاصل تشديد خاصي مي دهد.

ل: هنگام اداي « ل» نوک زبان به پيشگام مي چسبد و از خروج هوا از آن نقطه جلوگيري مي کند، ليکن کناره هاي زبان پايين مي آيند و اجازه مي دهند که هوا به خروج خود ادامه دهد. اين صامت آوايي است.      

ر: اين صامت آوايي با برخورد متوالي نوک زبان به پس لثه هاي بالا توليد مي شود.

م،ن: براي اداي « م» دولب بهم مي چسبد و صوت از طريق حفره خيشوم خارج مي شود. و تا  هنگامي که لبها از هم جدا نشوند، صامت کامل نمي شود. اما هنگام تلفظ « ن» قسمت  پيشين زبان کاملا به لثه ها مي چسبد،نرم کام پايين مي آيد و به صوت اجازه مي دهد تا ازخيشوم خارج شود. اين صامت نيز تا هنگامي که زبان از لثه جدا نشده، کامل نمي شود.

چ،ج: مخرج اين دو صامت از فشار قسمت پيشين زبان به پيشکام حاصل مي شود.« چ» آوايي  نيست و « ج» آوايي است.

ي: اين صامت( نيم مصوت) با عبور صوت از مجراي دهان در حاليکه با نزديک شدن قسمت         مياني زبان به ميان کام تنگ شده است، پديد مي آي

اَ: قسمت پيشين زبان اندکي بالا مي آيد و آرواره باز مي شود.

اِ: قسمت پيشين زبان اندکي بالا مي آيد و آرواره نيم باز است.

اُ: قسمت عقب زبان بالا مي رود و آرواره نيم باز است. لبها از دندانها فاصله مي گيرند و گرد  مي شوند

آ: قسمت عقب زبان اندکي بالا مي رود و آرواره کاملا باز مي شود.

او: قسمت عقب زبان کاملا بالا مي آيد و آرواره بسيار باز مي شود. لبها گرد مي شوند و از دندانها فاصله مي گيرند و در قياس با «اُ» دايره تنگتري مي سازد.

اي: قسمت پيشين زبان بالا مي آيد، آرواره تقريبا بسته است

تمرين:
A.  اِيکت ايکت اَکت. آکت ُکت اوکت
 

B.  اِيگد ايگد اَگد آگد اُگد اوگد
 

C.  اِيپت ايپت اَپت آپت اُپت اوپت
 

D.  اِيبد ايبد اَبد آبد اُبد اوبد
 

E.  اِيمد ايمد اَمد آمد اُمد اومد
 

F.   اِيلت ايلت اَلت آلت اُلت اولت
 

G. اِيلد ايلد اَلد آلد اُلد اولد
 

H.  اِيبو ايبو اَبو آبو اُبو اوبو
 

I.      اِيتن ايتن اَتن آتن اُتن اوتن
 

J.    اِيزج ايزج اَزج آزج اُزج اوزج
 

K.  اِکخ ايکخ اَکخ آکخ اُکخ اوکخ
 

L.   اِيگق ايگق اَگق آگق     اُگق اوگ
 

M. مات       ماد
 

N.  چيت  چيد
 

O. سوت سود
 

P.  مات   مان
 

3- تمرين سه اصل ذهني تفكر ، تخيل و تمركز:

در اين مورد تمرين هاي بداهه پردازي، خلاقيت در ايفاي نقشها در موقعيت هاي خاص بدون ارائه ديالوگ، و آماده سازي بازيگر به شكل رويا پردازي و تخيل با چشمان بسته و در سكوت(فقط با تصوير سازي كارگردان و صحبتهاي آرام او) كه براي رهايي از دغدغه ها و مشغوليات فكري خارج از كار صورت ميگيرد،ميتواند مفيد باشد.

ارسال یک نظر (0)

پرینت

صدابرداری

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در آموزش


صدا در سينما
 

سينما تا سال 1927 صامت بود . در سال1927 سينماي ناطق پا به عرصه گذاشت . البته تلاش براي ناطق كردن سينما از سالها قبل آغاز شده بود ، استفاده از موسيقي در هنگام پخش فيلم يا صحبت كردن همزمان بازيگران در هنگام پخش فيلم و ... همگي تلاشهايي براي بوجود آوردن صدا بود . در سال 1926 شركت وارنر بروس ( برادران وارنر ) ، با همكاري وسترن الكتريك شركت ويتافون را تاسيسس كردند . ويتافون به منظور يافتن راههايي براي ناطق كردن سينما تلاش خود را شروع كرده بود . فيلم دون ژوان اولين نتيجه آنها بود . در اين فيلم اركسترفيلارمونيك نيويورك ، موسيقي فيلم را اجرا مي كرد ولي مشكلات متعدد درهنگام پخش موجب شد تا فيلم با استقبال روبرو نشود . اما برادران وارنر ( با وجود خطر ورشكستگي ) دست از تلاش برنداشته و بالاخره در سال 1927 فيلم خواننده جاز را بر روي پرده بردند . صداي اين فيلم به موسيقي و چند گفتگو محدود بود اما شنيدن صداي حرف زدن ال جانسون ( بازيگر - خواننده روس ) تماشاگران را به شدت به هيجان آورد و بدين ترتيب عصر سينماي ناطق آغاز شد . صدا ، سينما را به طور كلي متحول كرد اما حركت دوربين را كه در اواخر سينماي صامت آز آزادي زيادي برخوردار بود را ، به شدت محدود كرد .اين محدوديت ، كم تحركي و رفتار فيزيكي بازيگران را كه بايد براي اداي ديالوگ ها از ميكروفني به طرف ميكروفن ديگر مي رفتند شدت بخشيد . بعدا با اختراع ميكروفون هاي كوچكتر بازيگران آزادي عمل بيشتري يافتند . با اضافه شدن صدا به سينما اتفاقات متعددي رخ داد كه به بعضي از آنها اشاره اي ميكنم .
- با ورود صدا به سينما دوران فيلم هاي بين المللي به پايان رسيد . نخست فيلم ها براي فروش در بازار جهاني به چند زبان تهيه مي شدند . بعد براي حل اين مشكل از زير نويس يا دوبله استفاده شد .
- با ورود صدا به سينما ، بسياري از بازيگران مجبور به كناره گيري از سينما شدند . ( به علت نداشتن صداي مناسب ) .
- با ورود صدا به سينما ، موجي از كارگردانان تاتر به سينما پيوستند . آنها كارگردانهاي سينما را كه با استفاده از صدا و گفتگو در فيلم بيگانه بودند را در زمينه چگونگي استفاده از عامل صدا ، هدايت و راهنمايي مي كردند .

در دها 50 ( با پيشرفت هايي كه در زمينه ضبط صدا روي داد ) روي صدابرداري سينما هم تاثير گذاشت و صداي فيلم ها با كيفيت بهتري ضبط و پخش مي شد . در اين دهه مورد توجه ترين شيوه پخش صداي فيلم ، استريو فونيك بود .
در دهه 70 شيوه پخش صداي استريو فونيك كامل تر و ارزان تر شد و بالاخره در دهه 90 ، سينما استفاده از صدابرداري ديجيتال را آغاز كرد . اين شيوه تا امروز بهترين روش پخش صداي فيلم است .

صدا در فيلم علاوه بر شنيدن ، بايد اثر رواني هم توليد كند . بطور نمونه در خيلي فيلم ها ديده ايد كه يك افكت حتي چند ثانيه اي ، اثري مانند ايجاد دلهره يا خنده يا هر چيز ديگري مي تواند توليد كند . كلا به مجموعه اثرات صوتي ، صدا مي گويند .

بافت صوتي يك فيلم شامل 3 بخش است :
1 - ديالوگ يا گفتگوي بازيگران
2 - صداهاي زمينه مانند صداي خيابان كه به آن هام يا آمبيانس هم مي گويند
3 - موسيقي
و البته افكت ها ، كه گروهي آنرا جزو بافت مي دانند و گروهي نمي دانند . شما ترجيحا بعنوان چهارمين بخش در نظر بگيريد .

و اما از ديد تكنيكي يا بهتر بگويم سه عاملي كه يك صدابردار بايد در نظر بگيرد :
1 - جنس صدا
2 - تداوم صدا
3 - پرسپكتيو صدا

و اما ديالوگ ها ، صداهاي زمينه و موسيقي بايد 3 چيز را برساند :
1 - موقعيت را معرفي كند ، مانند اين ديالوگ ، اين انبار خيلي .... مي بينيد كه به راحتي ما ميتوانيم متوجه شويم كه كاراكتر دريك انبار است . يا صداي آب دريا ما را متوجه كنار دريا بودن مي كند حتي اگر دريا را نبينيم .
2 - تاثيرات رواني ايجاد كند ، مانند اين ديالوگ ، اون يك عمر به من دروغ گفت و ... خب احتياجي به توضيح نيست ، حتما خودتان فهميديد كه منظورم چي بود .
3 - مفهوم و معني داشته باشد . گاها در سينما يا بيشتر در سريالهاي تلويزيوني ديديد كه حرفها هيچ معني و مفهومي ندارند كه اين اشكال محسوب م شود . در فيلمهاي تجاري هاليوودي به شدت اين مورد ديده مي شود .

كلا صدا در فيلم به سه بخش تقسيم ميشود :
صدابرداري
صدا گذاري
ميكس

ارسال یک نظر (0)

پرینت

تصویربرداری

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در آموزش

مطلب نمونه

ارسال یک نظر (0)

پرینت

فیلمنامه نویسی

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در آموزش

مطلب نمونه

ارسال یک نظر (0)

مقالات دیگر...

 

 image-5f1f3e774d42c5f70f231d3798f967bea8bd1fe7e5329e2c47809165b80aaa57-V

hostarsham